تبليغاتX
پیروان دوازده امام
بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند...
 

به نام خداوند هستی بخش مهربان...

همیشه انتخاب با خودمون بوده ، راست یا چپ ، دنیا یا آخرت ، و روزه داری یا بی تفاوتی !. چقدر قشنگ خدا گفته : همه چیز را زوج زوج آفریدیم بلکه پند گیرید. از ماه رمضون هم دو جور میشه بهره برد ، میتونی از همه چی دل بکنیو فقط یه خدا نزدیک شی ، و هم میتونی عین بقیه ی آدما یا مثل سالای پیش سه شب گریه کنی و الهی العفو بگی به این امید که خدا از سر تقصیراتت بگذره. این دو راه زمین تا آسمون فرق دارن ، اگه میخوای روش دومو انجام بدی که معلومه آخرش چی میشه ! تا یه مدت داغیو گناهی انجام نمیدی چون تازه طلب استغفار کردی ، اما بعد یه مدت دوباره همه چی یادت میره تا زمانی که شب قدر سال بعد برسه و دوباره بگی الهی العفو !. اما راه اول ، انقدر شیرین و لذت بخشه که نمیشه توصیفش کرد ! ، فقط با یه مثال فرق این دو راهو میگم : میتونی یه تخت سنگ باشی ، یا یه باغ !. خدا بارون رحمتشو فرو میریزه ، جایی که هم باغ وجود داره هم تخت سنگ ، بارونه خدا گرد و خاک روی سنگ رو میشوره ، تخته سنگ پاک پاک میشه ، جوری که انگار تاحالا هیچ وقت گرد و خاکی روش نشسته. اما بعد یه مدت دوباره طوفان میشه و تخت سنگ میره زیر غبار. اما یه باغ وقتی که بارون میباره جوون میگیره ، انگار دوباره زنده میشه ، میشه یه گلستان ، گلستانی که اگه همیشه ازش مراقبت کنی بهت میوه و گلهای تازه میده. حالا میتونی توو این ماه هم نقش یه تخت سنگو بازی کنی و هم یه باغ ، به جفتشون یه اندازه بارون میباره ، اما به نظرت کدومشون بیشتر بهره میبرن؟

 

 

امام حسن (ع) : تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند !.

(بحار الانوار،ج1،ص218)

امام حسن (ع) : هر روزه داری هنگام افطار یك دعای اجابت شده دارد . پس در اولین لقمه افطار بگو: به نام خدا ، ای خدایی كه آمرزش تو فراگیر و وسیع است ، مرا ببخش.

(اقبال الاعمال ، ص 116)

امام موسی کاظم (ع) : افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه بهتر است.

(الکافى، ج 4 ص 68، ح 2)

امام رضا (ع) : هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج93، ص346)

امام حسن عسکری (ع) : عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

(تحف العقول، ص448)

امام علی (ع) : روزه ی نفس از لذتهاى دنیوى ، سودمندترین روزه ‏هاست.

(غرر الحکم، ج 1 ص 416)

پیامبر اکرم (ص) : براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

(الکافى، ج 4، ص 62)

امام صادق (ع) : آنگاه که روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند. (یعنى از گناهان پرهیز کند.)

(الکافى ج 4 ص 87)

امام رضا (ع) : هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج93، ص346)

پیامبر اکرم (ص) : رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار،ج93،ص342)

حضرت فاطمه (س) : خدای تعالی زکات را مایه پاکی جان و فزونی روزی ، و روزه را برای پابرجایی اخلاص قرار داد. 

(احتجاج طبرسی ، ایران ، انتشارات اسوه ، ج 1)

حضرت فاطمه (س) : روزه‏ دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده، روزه ‏اش به چه کارش خواهد آمد؟!

(بحار الانوار، ج 93 ص 295)

 

ایشالا که همه از این ماه نهایت استفادرو ببریم... مارم دعا کنید ، یا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 14:59  توسط حمید م | 
 

یه سال دیگه گذشتو یه ماه رجب دیگه رسید... کاش بشه توو این یه ماه فقط با خدا بود و گناه نکرد. ثواب کردن و عبادت توو این ماه سعادت بزرگیه که نصیب هرکسی نمیشه. چقدر آدما بودن که اول رجب روزه گرفتنو بی اختیار یه چیزی خوردنو روزشون باطل شده ، چقدر آدما هستن که با خودشون قرار گذاشتن هر روز قرآن بخوننو وقت نمیکنن بخوونن ، چقدر آدما هستن که میخوان گناه نکننو بازم قرارشون یادشون میره... پس اگه توو این ماه روزه میگیریو یه بهره ای از قرآن میبری بدون که خدا خیلی دوست داره...

چقدر خووب میشه اگه قرار بزاریم از امروز نمازامونو اول وقت بخونیم ، روزی یه بار یه سوره از قرآنو حتما بخونیم ، یا روزی یه دونه حدیث حفظ کنیم ، هر روز صدقه بندازیم ، سعی کنیم حروم خدا رو حلال نکنیم و ... این ماه ماهه خداست ، پس هرکاری که میتونی انجام بده تا خوشحالش کنی ، سعی کن اگه میخوای کاری کنی به نیت رضای خدا باشه ، اگه میخوای دعا کنی ، این یه ماهه اول خدای خودتو ستایش کن بعد نیازاتو بهش بگو ، خیلی بده که هر وقت یه چیزی از خدا میخوایم بریم سراغش ، پس توو این ماه اینو تمرین کن که خدا رو برای خداییش دعا و ستایش کنی نه برای مشکلات خودت...

 

خیلی توصیه شده که توو این ماه قرآن خونده شه و روزه گرفته شه ، میدونستی تنها سوره ی قرآن که تمام آیاتش درمورد خداست سوره ی توحیده؟ پس این روزا عین صلوات که همیشه ورد زبونته سوره ی توحید رو هم بخون... سعی کن توو این ماه اینو درک کنی که دعا و عبادت برای چیه ، فقط برای حل کردن مشکلاتت سمت خدا نرو ، سعی کن با خوندن قرآن به این باور برسی که چرا خدا این ماهو برای ماها گذاشته.

و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین

و خدای شما فرمود که مرا با خلوص دل بخوانید تا دعای شما مستجاب کنم و آنان که از دعای من اعراض و سرکشی کنند زود با ذلت و خواری در دوزخ شوند

سوره ی مومن آیه ی 60

شاید روزه گرفتن توو تابستون خیلی سخت و مشکل باشه ، ولی اینو هم بدون که هرچی سختی بیشتر باشه اجر و ثواب هم بیشتر میشه. این ماه ماهه خود سازیه و رمضون ماه عمل ، پس اگه فکر میکنی نمیتونی روزه بگیری توو این ماه تمرین کن و خودتو آماده کن واسه ماه رمضون... پیامبر این ماه به معراج میره و توو ماه رمضون قرآن بهش نازل میشه ، پس بدون که اگه میخوای برای شب قدر پاداش و قبولی حاجت داشته باشی باید از همین الان شروع کنی... ایشالا  که دیر نجمبیو به چیزی که باید برسی ، برسی...

 

و من یعمل سوءا او یظلم نفسه ثم یستغفر الله تجد الله غفورا رحیما

هر که عمل زشتی از او سز زند یا به خویشتن ظلم کند سپس از خدا طلب آمرزش و عفو کند خدا را بخشنده و مهربان خواهد یافت

سوره ی نساء آیه ی 110

و اذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازید نکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید

و باز به خاطر آرید وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آورید بر نعمت شما می افزاییم و اگر کفران کنید به عذاب شدید گرفتار میکنیم

سوره ی ابراهیم آیه ی 7

امید وارم به این صحبت ها عمل کنی ، باور کن شاید ماه رجب سال بعد دیگه نباشی ، پس قدر بدون

                                                                                                                    یا حق...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 13:31  توسط حمید م | 
 

 

 

 خطبه 150...

آینده ی بشریت و ظهور حضرت مهدی (عج)

به راههای چپ و راست رفتند ، و راه ضلالت و گراهی پیمودند ، و راه روشن هدایت را گذاشتند. پس درباره ی آنچه که باید باشد شتاب نکنید ، و آنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشمارید ، چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کند اما وقتی به آن رسید دوست دارد که ای کاش آن را نمی دید ، و چه نزدیک است امروز ما به فردایی که سپیده ی آن آشکار شد. ای مردم ! اینک ما در آستانه ی تحقق وعده های داده شده ، و نزدیکی طلوع آن چیز هایی که بر شما پوشیده  و ابهام آمیز است ، قرار داریم.

داشتم با خودم فکر می کردم ، گفتم این همه آدم هست که ورد زبونشون یا مهدیه ، پس چرا میگن وقتی امام ظهور میکنه یاراش زیاد نیستن؟ یعنی این همه آدم که همشون جمعه ها چشم به راه حضرتشون هستن سعادت این رو پیدا نمیکنن که در رکاب امام باشن؟ خلاصه در مورد اینجور چیزا داشتم فکر می کردم که چشمم به این حرف امام علی افتاد. خیلی قشنگ توصیف کرده ، وقتی این خطبه رو خوندم جواب سوالم رو پیدا کردم.

" چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کند اما وقتی به آن رسید دوست دارد که ای کاش آن را نمی دید " . پس شعار" ما اهل کوفه نیستیم ، امام تنها بماند " چی میشه؟ شاید علتش این باشه که فکر می کنیم اوون چیزی هستیم که امام زمان میخواد ، یعنی بیشترمون اینطور فکر میکنیم که مسیرو درست داریم میریم ، ولی در حقیقت توی جاده نیستیم و از خاکی داریم میریم. به نظر من میشه این حرف رو از شعار به عمل تبدیل کرد. مسلما یاران امام زمان از مریخ نخواهند آمد ، بلکه اونا هم مثل ما انسانهایی خواهند بود فقط با این تفاوت که از دقایق عمرشون درست استفاده کردن. همونطور که ما قرآن و نهج البلاغه رو داریم ، یاران مهدی هم خواهند داشت ، اما فرقمون اینه که ما متاسفانه این کتاب ها رو از یاد بردیم و یاران مهدی این کتاب ها رو به یاد آوردند!. یه بار دیگه این قسمت خطبه ی 150 رو بخونیم با هم ، " چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کند اما وقتی به آن رسید دوست دارد که ای کاش آن را نمی دید " .

 

 " ابوبصیر می گوید : به امام صادق (ع) عرض کردم : فدایت شوم ، گشایش کی فرا رسد؟ فرمود : ای ابا بصیر ، تو هم از جمله ی دنیا خواهان و در زمره ی دنیا طلبان هستی؟ کسی که این امر را بشناسد ، در اثر انتظارش ، به گشایش رسیده است. "                                  ( مرآت العقول جلد 4 ص 188 )

 

 خیلی راحت میشه مفهوم سخن امام علی (ع) رو با توجه به حدیث امام صادق دریافت کرد. کسی که امام زمان رو برای بر طرف کردن مشکلات خودش و برای امور دنیوی بخواد به حضرت نخواهد رسید و اگر هم برسه طولی نخواهد کشید که از او جدا میشه. اما اگه خواسته های حضرت مهدی رو به خواسته های خودش ترجیح بده و امام رو برای وجودش دوست داشته باشه حتما به سعادت خواهد رسید. ما مثل بیماری هستیم که پزشک رو فقط تا زمانی که نا خوش احوال هستیم اطاعت می کنیم ، وقتی سالم بشیم همه چیز یادمون میره. مسئله ی دوستی با امام زمان هم همینطوره ، اگه پزشک رو واقعا دوست داشته باشیم ، چه در خوشی و چه در بیماری مشتاق دیدارش خواهیم ماند. پس مرحله ی اول برای رسیدن به حضرت مهدی (ع) ایجاد محبت واقعی در دلمون نسبت به ایشونه. اگه این محبت به وجود بیاد جزء کسانی که امام علی گفته نخواهیم شد ، چون همه چیز مهدی رو خواهیم پذیرفت ، ولی اگه یه دوستی و محبت سطحی نسبت به امام داشته باشیم ، اونوقت دستوراتی که منافع خودمونو به خطر بندازرو انجام نخواهیم داد ، مثل الان ! . در مورد اینکه محبت نسبت به امام زمان از مهم ترین عوامل دست یابی به امامه خیلی روایت ها هست ، که لزومی برای ذکرشون نیست ، چراکه راز بزرگ تشرف به محضر حضرت صاحب الزمان در زمان غیبت همین یک کلمه است و بس : " محبت ".

 

 ره آورد حکومت حضرت مهدی (عج)

بدانید آن کس از ما (حضرت مهدی (عج) ) که فتنه های آینده را دریابد ، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد ، و بر همان سیره و روش پیامبر (ص) و امامان (ع) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید ، برده ها و ملت های اسیر را آزاد سازد ، جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند. حضرت مهدی (عج) سالهای طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد ، آنچنان که اثر شناسان ، اثر قدمش را نمی شناسند ، گرچه در یافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند ، و چونان شمشیر ها  صیقل می خورند ، دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد ، و در گوش هاشان تفسیر قرآن طنین  افکند ، و در صبحگاهان و شامگاهان جام های حکمت سر می کشند.

 

در قسمتی از سخنان امام علی (ع) به ویژگی های یاران امام اشاره شده که قابل تامله ، یعنی یاران امام کسانی هستند که زندگیشونو همراه با قرآن گذروندن ، قرآن رو شناختند و از روی اون آدرس امامشونو پیدا کردن. هر روایتی که برای دیدن امام زمان توصیه شده از قرآن گرفته شده ، یعنی اگه گفته شده برای دیدن امام زمان باید با تقوا باشی ، در راه خدا انفاق کنی ، در مقابل ستم سکوت نکنی و ... ، همه ی اینها در قرآن بیان و گفته شده ، پس به نوعی اگه ما قرآن رو بشناسیم و بهش عمل کنیم ، انگار تمام اوون روایات رو به عمل رسوندیم و اون وقت صد در صد به دیدار امام خواهیم رسید. 

 

حضرت حجت (ع) فرمودند : ای ابوالحسن ، ما شب و روز توقع آمدن تو را داشتیم ، چه چیز آمدنت را نزد ما به تاخیر انداخت؟

عرض کردم : ای سرورم ، تا الان کسی را نیافته بودم که مرا راهنمایی کند.

 به من فرمودند : هیچکس را نیافتی که تو را راهنمایی کند؟ آنگاه با انگشتان روی زمین کشیدند ، سپس فرمودند : نه ، ولکن شما اموالتان را زیاد کردید و اختلاف و حیرتی به زیان مومنان ضعیف پدید آوردید و بین خود قطع رحم نمودید ، پس الان برای شما چه عذری مانده است؟

عرضه داشتم : توبه ، توبه ، بخشش و گذشت ، بخشش و گذشت.

آنگاه فرمودند : ای پسر مهزیار ، اگر استغفار و طلب آمرزش بعضی از شما برای بعضی دگر نمی بود ، هرکه روی زمین بود هلاک میشد ، غیر از شیعیان خاص ، که کردارشان با گفتارشان همانند و مشابه است.                                ( کتاب پیام امام زمان  ، ص 46 )

 

 

در این روایت هم کاملا مشحصه توصیه ی امام زمان (ع) به علی بن ابراهیم توصیه ای است که در قرآن بارها تکرار شده ، اما به جای اینکه این توصیه هارو از قرآن پیدا کنیم ، در روایات دنبالشون می گردیم !

 یه روایتی رو به طور خیلی مختصر براتون تعریف میکنم ، خیلی جالبه و مثال خوبی برای دوران خودمونه...

مردی بسیار زاهد و صالح به نام " شیخ علی حلاوی " روزی به علت ظهور نکردن امام سر به بیابان میزنه، در حالی که گریه و زاری میکرده و دائما امام رو صدا میزده ، شخصی در مقابلش ظاهر میشه و میگه شیخ برای چی انقدر ناله و زاری میکنی؟ شیخ میگه فقط در همین شهر ما ( حله ) هزاران نفر مشتاق و منتظر ظهور امام هستن ، پس چرا امام دعوت آنها را قبول نمیکنه و ظهور نمیکنه تا ستم ها و ناعدالتی هارو از بین ببره؟ شخص خودشو به شیخ معرفی میکنه و میگه که امام زمانه. امام به شیخ میگه اینطور که تو فکر می کنی نیست و مطمئن باش اگه سیصد و سیزده نفر یاران من وجود داشته باشن من ظاهر خواهم شد ، در این شهری که میگویی هزاران نفر خواهان من هستند ، به جز تو و فلان قصاب کسی دیگر دوست با اخلاص من نیست. برای اینکه مطمئن شوی به شهر برگرد و به مریدان من اعلام کن که من شب جمعه به منزل تو خواهم آمد ، و به فلان قصاب هم بگو تا دو بزغاله با خود به بام خانه ی تو بیاورد. شیخ خیلی خوشحال پیش قصاب میره و به کمک هم چهل نفر از افراد مورد اعتماد و خواهان امام رو به خونش دعوت میکنه. همه به خونه ی شیخ میان و مشغول دعا برای ظهور امام میشن ، بعد مدتی یه نوری در پشت بام خانه ظاهر میشه و همه متوجه حظور امام میشن ، امام قصاب رو صدا میکنه تا به پشت بوم بره ، بعد به قصاب میگه تا یکی از بزغاله هارو نزدیک ناودان سر ببره ، به طوری که تمام خون بزغاله به حیاط سرازیر شه. خون از شیروانی پایین میریزه و همه ی چهل نفر گمان میکنن که امام سر قصاب رو بریده. بعد چند لحظه امام شیخ رو صدا میکنه و قصاب بزغاله ی دوم رو هم ذبح میکنه. وقتی چهل نفر دوباره خون تازه رو دیدند گمانشون تبدیل به یقین شد که امام سر قصاب و شیخ رو بریده و لابد مدتی بعد هم نوبت خودشون میرسه ، واسه همین همشون فرار میکنن و حیاط رو ترک میکنن ، با اینکه مطمئن بودن این کار کاره امام زمانه. امام به شیخ میگه حالا میتونی بری پایین و بگی هرکس که مشتاق دیدار منه بیاد تا منو ملاقات کنه. شیخ پایین میره و متوجه میشه که همه فرار کردند. سپس امام به شیخ میگه : ای شیخ دیگر آن همه با من عتاب و خطاب مکن ، این همان شهر حله  بود که می گفتی  بیش از هزاران نفر از یاران و مخلصان ما فقط در اینجا هستند ، اینک سایر جاها را نیز به همین گونه قیاس کن...        ( برگرفته از کتاب عبقری الحسان و کتاب پیام امام زمان ص 58 )

 

واقعا شعار دادن با عمل کردن زمین تا آسمون فرق داره ، یعنی چقدر از ما مثل منتظران شهر حله هستیم؟ این که بتونیم شعار رو به عمل تبدیل کنیم ، جز با شناخت امام و محبت نسبت به ایشون میسر نخواهد شد...

یکمی پست زیاد طولانی شد ، یرای همین ادامه ی مطلب رو در آینده دنبال می کنیم. عزیزانی که می خوان بیشتر در جریان کار قرار بگیرن میتونن مطالب گذشته ی این بحث رو با عنوان " منتظران ظهور!!! " در قسمت احادیث موضوعی بخونن.

 

امام على عليه‏السلام :

ياران مهدى(عج) جوان‏اند و كهن‏سالان در ميان آنان كم‏اند ، مانند سُرمه در چشم و نمك در زاد و توشه ، كه كمترين قسمت توشه ، نمك است .

                                                                                      ( الغيبة طوسى ، ص 476، ح 501 )

امام على عليه‏السلام :

چون روایتی را شنیدید ، آن را بفهمید عمل کنید ، نه بشنوید و نقل کنید ، زیرا راویان علم فراوان ، و عمل کنندگان آن اندک اند.                                                   ( حکمت 98 ، نهج البلاغه )

 

 

یا حق ...

 

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 15:19  توسط حمید م | 

 

یه بنده خدایی بهم پیغام داده بود ، گفته بود که ، بابا توو دورانی که این همه آدم خدا رو قبول ندارن ، تو میای از ائمه حرف میزنی؟!! توو دورانی که حتی اووناییم که خدا رو قبول دارن ، از اوونایی که ندارن پست تر زندگی میکنن تو از ائمه حرف میزنی؟!! ....خلاصه واسش غیر قابل باور بودو میگفت کاری که من می کنم غیر منطقیه!. خب اگه یه ذره فکر کنی ، واقعا همینطوره که اوون میگفت ، خیلی چیزا از یاد رفته و فراموش شده ، اما به نظر شما علت این فراموشی چیه؟

من در جواب اینو بهش گفتم :

مردم ! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید ، از آن سوو که گام بر می دارند بروید ، قدم جای قدمشان بگذارید ، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند ، و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید ، و اگر قیام کردند قیام کنید ، از آنها پیشی نگیرید ، که گمراه می شوید ، و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.                        ( نهج البلاغه ، خطبه 97)

 

دبستان که می رفتیم ، توو کتاب دینیمون یه درس بود که ماجرای غدیر خم رو تعریف می کرد. اینکه پیامبر حضرت علی رو ولی و سرپرست مسلمین بعد از خودش اعلام کرد ، ولی ازحادثه ی غدیر خم به جز این مطلب میشه چیزه دیگه ای رو هم فهمید که شاید زیاد بهش توجه نشده باشه در حالی که اهمیت عقلانی زیادی داره...

در روز غدیر یه سری از افراد جلو حرکت می کردند و یه سری هم عقب مونده بودند. پیامبر دستور داد تا همه ی اونایی که جلو می رفتند برگردند ، و همه اونایی که عقب مونده بودند خودشونو برسونن. هممون این داستانو میدونیم ولی این موضوع رو گفتم تا بگم ، باید با علی باشی ، نه جلو تر از اون ، و نه عقب تر. غدیر خم مثال خیلی خوبیه برای اینکه حواسمون باشه از علی جلو نزنیم ! . بعضیا انقدر غرق در مادیات و دنیا شدن که چیزی به اسم دین یادشون نمیاد ، بعضیا هم انقدر مقدسات رو گنده میکنن که اصلا گمشون میکنن ، یه حدیثی خوندم که فکر کنم از حضرت فاطمه بود ، محتواش این بود که " کسانی سعادتمند میشن ، که علی رو بشناسن ، نه کسانی که علی رو از جای خودش بالاتر ببرند " . از خطبه ی 97 و 127 نهج البلاغه هم میشه این نکته رو به راحتی فهمید. ولی چه کنیم که خیلیا متوجه نمیشن معنای پیشی گرفتن و زیاده روی کردن چیه !...

 

 

خطبه ی 127 : به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند : دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود ( مانند سبائیه که امیر المومنین را خدا پنداشت ، و آن حضرت آنها را مجازات کرد) ، و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده به راه باطل در آید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید ، همواره با بزرگ ترین جمعیت ها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگی بپرهیزید ، که انسان تنها بهره ی شیطان است ، آنگونه که گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود ، آگاه باشید هرکس که مردم را به این شعار (( تفرقه و جدایی )) دعوت کند او را بکشید هر چند که زیر عمامه ی من باشد.

 

خیلیا فکر میکنن اگه توو مسائل دینی زیاده روی کنن ثواب بیشتری میبرن ، ولی متاسفانه این طور نیست. مثلا در عزاداری هایی که میکنیم ، به طور مثال مداحانی که من شرمم میاد بگم چه اراجیفی رو میخونن و کسانی هم که کورکورانه به سمتشون جذب میشن ، یا کسانی که از علت کشته شدن حضرت فاطمه چیزی نمیگن و فقط جنبه های بی ارزش و چگونه کشته شدن حضرت فاطمه رو بیان میکنن و به تصویر میکشن ، نه تنها ثواب نمیکنن ، بلکه وجهه ی ائمه و اسلام رو هم برای کسی که چیزی از اسلام نمیدونه زیر سوال میبرن. کسانی که ادعای دین داری میکنن ، در حالی که هیچ اعتقادی به دین ندارند ، خیلی بیشتر از کسانی که نسبت به اسلام بیخیال هستند آثار تخریبی به جا میزارند... واین فقط یه نمونه از زیاده روی در مسائل دینیه، حالا زیاده روی در مسائل مادی و غیره بماند!

 

موضوع اعتدال و میانه روی خیلی گسترده تر از این حرفاست ، برای اینکه این پست زیاد طولانی نشه و حوصله ی شما هم سر نره ، در آینده باز هم در مورد این مبحث مطلب و حدیث از ائمه می زارم تا پیرامون این موضوع بیشتر حرف بزنیم... سخنان امام علی (ع) از نهج البلاغه :

 

حکمت 347 : ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی ، و کمتر از آن ، درماندگی یا حسادت است.

 

حکمت 83 :  به شخصی که در ستایش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ، فرمود : من کمتر از آنم که بر زبان آوردی ، و بر تر از آنم که در دل داری.

 

 

حکمت 462 : چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خورند.

 

 

حکمت 140 : آنکه میانه روی کند تهیدست نخواهد شد.

 

 

حکمت 109 : ما تکیه گاه میانه ایم ، عقب ماندگان به ما می رسند ، و پیش تاختگان به ما باز می گردند.

 

 

حکمت 98 : چون روایتی را شنیدید ، آن را بفهمید عمل کنید ، نه بشنوید و نقل کنید ، زیرا راویان علم فراوان ، و عمل کنندگان آن اندک اند.

 

                                                                                       یا حق...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:44  توسط حمید م | 

 

قسمت دوم:

خبر از آینده ی تاسف بار اسلام و مسلمین...

همانا پس از من روزگاری بر شما فرا خواهد رسید که چیزی پنهان تر از حق ، و آشکار تر از باطل ، و فراوان تر از دروغ به خدا و پیامبرش نباشد. و نزد مردم آن زمان کالایی زیانمندتر از قرآن نیست اگر آن را درست بخوانند و تفسیر کنند ، و متاعی پر سود تر از قرآن یافت نمی شود آنگاه که آن را تحریف کنند ومعانی دلخواه خود را رواج دهند.

در شهر ها چیزی ناشناخته تر از معروف ، و شناخته تر از منکر نیست ، حاملان قرآن ، آن را واگذاشته و حافظان قرآن ، آن را فراموش می کنند ، پس در آن روز قرآن و پیروانش از میان مردم رانده  و مهجور می گردند ، و هردو غریبانه در یک راه ناشناخته سرگردانند ، و پناهگاهی میان مردم ندارند.

پس قرآن و پیروانش در میان مردمند اما گویا حضور ندارند ، با مردمند ولی از آنها بریده اند ، زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند ، گرچه کنار یکدیگر قرار گیرند.

مردم در آن روز ، در جدایی و تفرقه ی هم دستان ، و در اتحاد و یگانگی پراکنده اند ، گویی آنان پیشوای قرآن بوده و قرآن پیشوای آنان نیست ، پس از قرآن جز نامی نزدشان باقی نماند ، و آنان جز خطی را از قرآن نشناسند ، و در گذشته نیکوکاران را کیفر داده ، و سخن راست آنان را بر خدا دروغ پنداشتند ، و کار نیکشان را پاداش بد دادند.

و همانا آنان که پیش از شما زندگی می کردند ، به خاطر آرزوهای دراز ، و پنهان بودن زمان اجل ها ، نابود گردیدند ، تا ناگهان مرگ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد ، مرگی که عذر ها را نپذیرد ، و درهای بز توبه را ببندد ، و حوادث سخت و مجازات های پس از مردن را به همراه آورد.

 و بدانید که هیچ گاه حق را نخواهید شناخت ، جز آنکه ترک کننده ی آن را بشناسید! هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود مگر آنکه پیمان شکنان را بشناسید ، و هرگز به قرآن چنگ نمیزنید مگر آنکه رها کننده ی آن را شناسایی کنید...

                                                                                          نهج البلاغه ، خطبه ی 147

 

 

کجایند کسانی که سخن حق را بپذیرند و ندای حضرت خویش را شنوا باشند؟ کجایند کسانی که باید سخنان حق را بشنوند و نقاب از چهره ی خود بردارند؟ آری ، به راستی ما همان قومی هستیم که علی (ع) فرمود؟...

 

ادامه خواهد داشت ! ، یا حق...

 


 

دوستان قسمت اول این موضوع رو برای آگاهی بیشتر میتوون در زیر بخونن..

 

قسمت اول :

افسوووس. نمیدونم چرا خیلی ها ، خیلی ها ادعای دین داری میکنن. انقدر زیاد که  نمیتوونن تشخیص بدن بابا دریوری گفتن هم حدی داره!   یه حدیث از امام علی هست که اینجور آدم ها رو خوب مشخص میکنه :

 " نادان را یا تندرو یا کندرو میبینی" . به قول یه بنده خدایی توو کتاب ادبیاتمون ، که اسمشم یادم نیست !

" چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید ".  باید این طرز تفکرمونو عوض کنیم ، تا کی باید ظاهر سازی کرد؟ نمیدونم حرفمو چه جوری بزنم که به قبای خیلیا بر نخوره ، ایشالا که نمیخوره....

 

ما داریم توو جامعه ای زندگی میکنیم که روو همه ی در و دیواراش نوشته " منتظران ظهور". خب این خیلی با ارزشه ، خیلی زیاد. ما هممون میدونیم این ظهور به نوعی به رفتار و کارای خودمون بستگی داره ، هرچی اوضاع مساعد تر باشه این ظهور نزدیک تر میشه. نکته ی اصلی هم همین جاست.

1- این اوضاع کی مساعد میشه؟ 2- با چه کارایی مساعد میشه؟ و 3- توسط چه کسانی مساعد میشه؟.

خب ، جواب سوال اول که به طور خلاصه وار مشخصه ، زمانی مساعد میشه که یه شناخت واقعی از اسلام و حضرت به وجود بیاد. جواب سوال سوم هم یه جورایی به جواب اول بر میگرده ، یعنی توسط کسانی که به شناخت رسیده باشن. اما جواب سوال دوم ،  که وظیفمون هم  در مقابلش سخت تره. جواب سوال دوم رو اینطوری بگم ، مطمئنا توسط طرح هایی مثل مبارزه با بد حجابی مساعد نمیشه ! توو جامعه ای که شیعه، در حال حاضر احادیث ، نهج البلاغه ، رویاهای صادقه ، و خیلی از فرعی ها رو در متن کار قرار داده ، و قرآن رو که کامل ترین منبع هستو داره کم کم از دور خارج میکنه ، مطمئنا نباید انتظار ظهور رو کشید.  وقتی هیچ آبی رو پشد سد جمع نکردیم ، چه جوری میتونم منتظر بشینیم تا  باغ هامون آبیاری شن؟ . رابطه ی بین نهج البلاغه و احادیث و قرآن ، مثل واگن های قطار و ریل میمونه. با هیچ کدوم از این سه تا ، تنهایی نمیشه به مقصد رسید. متاسفانه این شرایط در حال حاضر حاکمیت داره. جدا یه حساب سر انگشتی پیش خودت بکن ، توو این چند  ماهه چه تبلیغ های مذهبیی از تلویزیون دیدی؟ بزار منم کمکت کنم ، انواع مختلف همایش ها ، کنفرانس ها ، میزگرد ها و برنامه های زنده  ، در مورد سیره ی نبوی ، سکولارسیم و سکولاریسم شناسی ، فلسفه ی حجاب ، بحث های شیرین عرفانی ! ، زلال احکام ! ، حیات طیبه ! و خیلی چیزای دیگه که همشون در همین بعد ها هستند ، و این در حالیه که شما هیچ وقت تبلیغی در مورد تفسیر قرآن نمیبینید... بابا به خدا من نمیگم این موضوعات بده ، خیلی هم میتونه تاثیر گذار باشه ، ولی وقتی من و تو هیچ شناختی از قران نداریم ، این تشریفات چه بهره ای میتونه واسمون داشته باشه؟ کتابی که حضرت برای اوون ظهور خواهد کرد قرآنه ، و ما از این کتاب فقط روخونیشو یاد گرفتیم و اگه خیلی پیش رفته تر باشیم استخاره میکنیم ! . باز هم هر جمعه برای ظهورش اشک خواهیم ریخت ، درحالی که هیچ چیز از دانستنی ها را هنوز ندانستیم...

 

 

اگه بتونم باز هم ، این بحثو در پست های بعدی قرار میدم تا در موردش بیشتر حرف بزنیم.

                                                                                                                       

                                                

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 21:36  توسط حمید م | 

 

قصد دارم از امروز یه بخش جدید به وبلاگ اضافه کنم ، یعنی یکبار در هفته تمام حدیث های ذکر شده  مربوط به یک موضوع خاص باشند، یا به اصطلاح " احادیث موضوعی". فکر میکنم حدیث های موضوعی تووی زندگیه روزانمون بیشتر مورد توجه قرار بگیرن.

برای دفعه ی اول از موضوع جامعه ، یا بهتر بگم ،  " اصلاح جامعه" ، شروع میکنم. در ضمن اگه نظری برای بهتر شدن مطلب ها دارید لطفا بگید.

 

 

قرآن كريم، سوره رعد، آيه 11:

اِنَّ اللّه‏َ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِاَ نْفُسِهِمْ و اِذا اَرادَ اللّه‏ُ بِقَوْمٍ سوءا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دونِهِ مِنْ والٍ

خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمى‏دهد، مگر آن‏كه خودشان تغيير روش دهند و هنگامى كه خداوند براى ملّتى (به دليل اعمالشان) بدى بخواهد، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و غير از خدا حمايتگرى براى آنان نخواهد بود.

 

 

پيامبر (ص) : همه شما سرپرست و مسئوول هستيد و درباره زيردستانتان باز خواست مى‏شويد.

 

جامع الاخبار، ص 119

 

امام على (ع) : كوشش در راه اصلاح توده مردم، از كمال خوشبختى است.

 

غررالحكم، ح 9361

 

امام على (ع) : هر كس خودش را اصلاح نكند، نمى‏تواند ديگران را اصلاح نمايد.

 

غررالحكم، ح 8990

 

پيامبر (ص) : دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏شوند. عرض شد اى رسول خدا آن دو گروه كدامند؟ فرمودند: عالمان و حاكمان.

 

خصال، ص 37

 

پيامبر (ص) : كارگزاران شما [نتيجه] اعمال شما هستند، همان گونه كه هستيد، بر شما حكومت مى‏شود.

 

شرح شهاب الاخبار، ص 260

 

امام صادق (ص) : كسى كه به اوضاع زمان خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمى‏شود.

 

تحف العقول ، ص 356

 

پيامبر (ص) : هر كس صبح كند و به امور مسلمانان همّت نورزد، از آنان نيست و هر كس فرياد كمك خواهى كسى را بشنود و به كمكش نشتابد، مسلمان نيست.

 

كافى، ج 2، ص 164، ح 5

 

پيامبر (ص) : ملّتى كه نتوان در ميان آنان بدون دلهره، حقّ ضعيف را از قوى گرفت، هرگز قابل ستايش نيست.

 

تحف العقول، ص 142

 

پيامبر (ص) : حق را از هر كس كه برايت آورد، كوچك باشد يا بزرگ، بپذير، هر چند دشمنت باشد و باطل را، كوچك يا بزرگ، هر كس گويد به خودش برگردان، هر چند دوستت باشد.

 

كنزالعمال، ح 43152

 

امام صادق (ع) : هنگامى كه خداوند بخواهد ملتى را نابود كند، رباخوارى در ميان آنان رواج مى‏يابد.

 

وسائل الشيعه، ج 18، ص 123، ح 17

 

پيامبر (ص) : رشوه دهنده و رشوه گيرنده در آتشند.

 

كنزالعمال، ح 15077

 

پيامبر (ص) : اختلاف و كشمكش و پشت هم اندازى، از ناتوانى و سستى است و خداوند نه آن را دوست دارد و نه با آن يارى و پيروزى مى‏دهد.

 

بحارالأنوار، ج 20، ص 126، ح 50

 

امام سجاد (ع) : گناهانى كه باعث تغيير نعمت‏ها مى‏شوند، عبارت‏اند از: تجاوز به مردم، ترك نمودن عادت‏هاى كار خير و خوب و كفران نعمت و ترك شكر، زيرا خداوند عزّوجلّ مى‏فرمايد: «خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمى‏دهد، مگر اين‏كه خودشان تغيير روش دهند... ».

 

معانى الاخبار، ص 270

 

پيامبر (ص) : آيا از بردن نام بدكار، براى اين‏كه مردم او را بشناسند، خوددارى مى‏كنيد؟ بدكار را با اعمال و كردارش معرفى كنيد، تا مردم از او برحذر باشند.

 

كنزالعمال ، ح 8070

 

پيامبر (ص) : از ما نيست كسى كه با مسلمانى تقلّب كند، يا به او ضرر رساند و يا با وى حيله نمايد.

 

نهج الفصاحه، ح 2414

 

پيامبر (ص) : نابودى مردمان پيش‏تر از شما از آنجا بود كه اگر سرشناسى دزدى مى‏كرد، رهايش مى‏ساختند و چون ناتوانى دزدى مى‏نمود، مجازاتش مى‏كردند.

 

نهج الفصاحه، ح 943

 

امام على (ع) : در حقيقت خداوند جهاد را واجب گردانيد و آن را بزرگداشت و مايه پيروزى و ياور خود قرارش داد. به خدا سوگند كار دنيا و دين جز با جهاد درست نمى‏شود.

 

كافى، ج 5، ص 8 ، ح 1

 

 

 

دوست ندارم سایت زیاد رنگو بوی سیاسی پیدا کنه ، فقط اینو بگم که وقتی بعضی از حدیث هارو با زمان خودمون میسنجیم ، جدا باید به حال خودمون تاسف بخوریم...

 

 

 یا حق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 10:31  توسط حمید م | 

 

افسوووس. نمیدونم چرا خیلی ها ، خیلی ها ادعای دین داری میکنن. انقدر زیاد که  نمیتوونن تشخیص بدن بابا دریوری گفتن هم حدی داره!   یه حدیث از امام علی هست که اینجور آدم ها رو خوب مشخص میکنه :

 " نادان را یا تندرو یا کندرو میبینی" . به قول یه بنده خدایی توو کتاب ادبیاتمون ، که اسمشم یادم نیست !

" چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید ".  باید این طرز تفکرمونو عوض کنیم ، تا کی باید ظاهر سازی کرد؟ نمیدونم حرفمو چه جوری بزنم که به قبای خیلیا بر نخوره ، ایشالا که نمیخوره....

 

ما داریم توو جامعه ای زندگی میکنیم که روو همه ی در و دیواراش نوشته " منتظران ظهور". خب این خیلی با ارزشه ، خیلی زیاد. ما هممون میدونیم این ظهور به نوعی به رفتار و کارای خودمون بستگی داره ، هرچی اوضاع مساعد تر باشه این ظهور نزدیک تر میشه. نکته ی اصلی هم همین جاست.

1- این اوضاع کی مساعد میشه؟ 2- با چه کارایی مساعد میشه؟ و 3- توسط چه کسانی مساعد میشه؟.

خب ، جواب سوال اول که به طور خلاصه وار مشخصه ، زمانی مساعد میشه که یه شناخت واقعی از اسلام و حضرت به وجود بیاد. جواب سوال سوم هم یه جورایی به جواب اول بر میگرده ، یعنی توسط کسانی که به شناخت رسیده باشن. اما جواب سوال دوم ،  که وظیفمون هم  در مقابلش سخت تره. جواب سوال دوم رو اینطوری بگم ، مطمئنا توسط طرح هایی مثل مبارزه با بد حجابی مساعد نمیشه ! توو جامعه ای که شیعه، در حال حاضر احادیث ، نهج البلاغه ، رویاهای صادقه ، و خیلی از فرعی ها رو در متن کار قرار داده ، و قرآن رو که کامل ترین منبع هستو داره کم کم از دور خارج میکنه ، مطمئنا نباید انتظار ظهور رو کشید.  وقتی هیچ آبی رو پشد سد جمع نکردیم ، چه جوری میتونم منتظر بشینیم تا  باغ هامون آبیاری شن؟ . رابطه ی بین نهج البلاغه و احادیث و قرآن ، مثل واگن های قطار و ریل میمونه. با هیچ کدوم از این سه تا ، تنهایی نمیشه به مقصد رسید. متاسفانه این شرایط در حال حاضر حاکمیت داره. جدا یه حساب سر انگشتی پیش خودت بکن ، توو این چند  ماهه چه تبلیغ های مذهبیی از تلویزیون دیدی؟ بزار منم کمکت کنم ، انواع مختلف همایش ها ، کنفرانس ها ، میزگرد ها و برنامه های زنده  ، در مورد سیره ی نبوی ، سکولارسیم و سکولاریسم شناسی ، فلسفه ی حجاب ، بحث های شیرین عرفانی ! ، زلال احکام ! ، حیات طیبه ! و خیلی چیزای دیگه که همشون در همین بعد ها هستند ، و این در حالیه که شما هیچ وقت تبلیغی در مورد تفسیر قرآن نمیبینید... بابا به خدا من نمیگم این موضوعات بده ، خیلی هم میتونه تاثیر گذار باشه ، ولی وقتی من و تو هیچ شناختی از قران نداریم ، این تشریفات چه بهره ای میتونه واسمون داشته باشه؟ کتابی که حضرت برای اوون ظهور خواهد کرد قرآنه ، و ما از این کتاب فقط روخونیشو یاد گرفتیم و اگه خیلی پیش رفته تر باشیم استخاره میکنیم ! . باز هم هر جمعه برای ظهورش اشک خواهیم ریخت ، درحالی که هیچ چیز از دانستنی ها را هنوز ندانستیم...

 

 

اگه بتونم باز هم ، این بحثو در پست های بعدی قرار میدم تا در موردش بیشتر حرف بزنیم.

                                                                                                                        یا حق

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 2:16  توسط حمید م |