تبليغاتX
پیروان دوازده امام
بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند...

 

یه بنده خدایی بهم پیغام داده بود ، گفته بود که ، بابا توو دورانی که این همه آدم خدا رو قبول ندارن ، تو میای از ائمه حرف میزنی؟!! توو دورانی که حتی اووناییم که خدا رو قبول دارن ، از اوونایی که ندارن پست تر زندگی میکنن تو از ائمه حرف میزنی؟!! ....خلاصه واسش غیر قابل باور بودو میگفت کاری که من می کنم غیر منطقیه!. خب اگه یه ذره فکر کنی ، واقعا همینطوره که اوون میگفت ، خیلی چیزا از یاد رفته و فراموش شده ، اما به نظر شما علت این فراموشی چیه؟

من در جواب اینو بهش گفتم :

مردم ! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید ، از آن سوو که گام بر می دارند بروید ، قدم جای قدمشان بگذارید ، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند ، و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید ، و اگر قیام کردند قیام کنید ، از آنها پیشی نگیرید ، که گمراه می شوید ، و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.                        ( نهج البلاغه ، خطبه 97)

 

دبستان که می رفتیم ، توو کتاب دینیمون یه درس بود که ماجرای غدیر خم رو تعریف می کرد. اینکه پیامبر حضرت علی رو ولی و سرپرست مسلمین بعد از خودش اعلام کرد ، ولی ازحادثه ی غدیر خم به جز این مطلب میشه چیزه دیگه ای رو هم فهمید که شاید زیاد بهش توجه نشده باشه در حالی که اهمیت عقلانی زیادی داره...

در روز غدیر یه سری از افراد جلو حرکت می کردند و یه سری هم عقب مونده بودند. پیامبر دستور داد تا همه ی اونایی که جلو می رفتند برگردند ، و همه اونایی که عقب مونده بودند خودشونو برسونن. هممون این داستانو میدونیم ولی این موضوع رو گفتم تا بگم ، باید با علی باشی ، نه جلو تر از اون ، و نه عقب تر. غدیر خم مثال خیلی خوبیه برای اینکه حواسمون باشه از علی جلو نزنیم ! . بعضیا انقدر غرق در مادیات و دنیا شدن که چیزی به اسم دین یادشون نمیاد ، بعضیا هم انقدر مقدسات رو گنده میکنن که اصلا گمشون میکنن ، یه حدیثی خوندم که فکر کنم از حضرت فاطمه بود ، محتواش این بود که " کسانی سعادتمند میشن ، که علی رو بشناسن ، نه کسانی که علی رو از جای خودش بالاتر ببرند " . از خطبه ی 97 و 127 نهج البلاغه هم میشه این نکته رو به راحتی فهمید. ولی چه کنیم که خیلیا متوجه نمیشن معنای پیشی گرفتن و زیاده روی کردن چیه !...

 

 

خطبه ی 127 : به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند : دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود ( مانند سبائیه که امیر المومنین را خدا پنداشت ، و آن حضرت آنها را مجازات کرد) ، و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده به راه باطل در آید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید ، همواره با بزرگ ترین جمعیت ها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگی بپرهیزید ، که انسان تنها بهره ی شیطان است ، آنگونه که گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود ، آگاه باشید هرکس که مردم را به این شعار (( تفرقه و جدایی )) دعوت کند او را بکشید هر چند که زیر عمامه ی من باشد.

 

خیلیا فکر میکنن اگه توو مسائل دینی زیاده روی کنن ثواب بیشتری میبرن ، ولی متاسفانه این طور نیست. مثلا در عزاداری هایی که میکنیم ، به طور مثال مداحانی که من شرمم میاد بگم چه اراجیفی رو میخونن و کسانی هم که کورکورانه به سمتشون جذب میشن ، یا کسانی که از علت کشته شدن حضرت فاطمه چیزی نمیگن و فقط جنبه های بی ارزش و چگونه کشته شدن حضرت فاطمه رو بیان میکنن و به تصویر میکشن ، نه تنها ثواب نمیکنن ، بلکه وجهه ی ائمه و اسلام رو هم برای کسی که چیزی از اسلام نمیدونه زیر سوال میبرن. کسانی که ادعای دین داری میکنن ، در حالی که هیچ اعتقادی به دین ندارند ، خیلی بیشتر از کسانی که نسبت به اسلام بیخیال هستند آثار تخریبی به جا میزارند... واین فقط یه نمونه از زیاده روی در مسائل دینیه، حالا زیاده روی در مسائل مادی و غیره بماند!

 

موضوع اعتدال و میانه روی خیلی گسترده تر از این حرفاست ، برای اینکه این پست زیاد طولانی نشه و حوصله ی شما هم سر نره ، در آینده باز هم در مورد این مبحث مطلب و حدیث از ائمه می زارم تا پیرامون این موضوع بیشتر حرف بزنیم... سخنان امام علی (ع) از نهج البلاغه :

 

حکمت 347 : ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی ، و کمتر از آن ، درماندگی یا حسادت است.

 

حکمت 83 :  به شخصی که در ستایش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ، فرمود : من کمتر از آنم که بر زبان آوردی ، و بر تر از آنم که در دل داری.

 

 

حکمت 462 : چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خورند.

 

 

حکمت 140 : آنکه میانه روی کند تهیدست نخواهد شد.

 

 

حکمت 109 : ما تکیه گاه میانه ایم ، عقب ماندگان به ما می رسند ، و پیش تاختگان به ما باز می گردند.

 

 

حکمت 98 : چون روایتی را شنیدید ، آن را بفهمید عمل کنید ، نه بشنوید و نقل کنید ، زیرا راویان علم فراوان ، و عمل کنندگان آن اندک اند.

 

                                                                                       یا حق...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:44  توسط حمید م | 

 

 

حدیثی که امروز میخوام بهتون بگم ، انقدر برام با ارزش و مقدسه ، که فکر میکنم بهتره با گفتن یه روایت اونو مطرح کنم... از نقل قول هایی که منبع مشخصی ندارن زیاد مایل به حرف زدن نیستم ، ولی این یکیو شرمنده ام ، چون اینی که شنیدم مربوط میشه به دو سه سال پیش ، به خاطر همین منبعش یادم نیست.... 

معمولا همه ی ماها سر زنگای دینیو معارف خودمونو به لودگی میزنیمو تا میتونیم مسخره بازی در میاریم ، ولی من با اینکه ظاهرم همون لودگیه بچه هارو نشون میداد ، همیشه تمام فکر و ذهنم به مطالب کتاب و حرفا و داستانای معلمم بود. یه جلسه که معلممون از گذشت و معرفت حرف میزدو خوب یادمه. توو سه چهار سال دبیرستان داستانای زیادی شنیدم ، ولی این یکی خوب توو ذهنم هک شد ، نمیدونم چرا ، شاید حکمتش این بوده باشه که آلان واسه شما تعریفش کنم... اینی که میگم یه نقل قوله از معلمم که مربوط به چند سال پیشه...

یه روزی امام علی در کنار پیامبر نشسته بود که ناگهان یه مردی سراسیمه پیش حضرت رسول اومد و با

عصبانیت موضوعی رو که دیده بود شرح داد. مرد به پیامبر گفت در فلان جا زن و مردی در حال زنا هستن ، قصد مرد این بود که اونارو غافل گیر کنه و به بند بکشه  و خلاصه بدبختشون کنه. امام علی به پیامبر گفت که همراه مرد میره تا ببینه اوضاع از چه قراره. امام به محلی رفت که اون مرد آدرسشو داده بود. 

 

علی (ع)خب حالا به نظرت امام چه واکنشی نشون خواهد داد؟ یعنی همون کاری رو میکنه که اون مرد میخواست انجام بده؟ نه ، اشتباه حدس زدی... 

 

 

 

 

 امام وقتی نزدیکه اون خونه شد ، قبل از اینکه وارد بشه سر و صدایی ایجاد کرد ، به طوری که اون زن و مرد بشنون و متوجه حضور حضرت بشن. امام بعد از مکث و بعده چند لحظه وارد خونه شد و چشمانش رو بست. حضرت از خونه بیرون اومد و نزد پیامبر بازگشت. وقتی پیامبر از امام سوال کرد که چه شد ، امام جواب داد : من چیزی و کسی را در حال زنا نیافتم...

                

                                                                                    

 به خدا سوگند این است معرفت علی (ع). در اوج قدرت ، در حالی که قانون این اجازه رو به او میداد ، و حق پشت سرش بود..... آری این است معرفت علی (ع) و گذشت خداوند...

 

 

به خدا قسم به بعضی احادیث یقین دارم، که اگه بهشون از ته قلب اعتقاد داشته باشی ، همیشه به واقعیت تبدیل میشن. اگه جایی خوندی یکی از ائمه گفته " اگر آبروی مومنی رو حفظ کنی ، خداوند آبروتو حفظ میکنه " ، مطمئن باش اگه این کارو انجام بدی این اتفاق برات خواهد افتاد. برای من حادثه ای اتفاق افتاده که حتی فکرش هم تنمو میلرزونه ، فقط یه معجزه میتونست  منو نجات بده ، فقط یه معجزه! ، اتفاقی افتاد که اصلا باور کردنی نیست ، حتی هر ثانیش اندازه ی یه عمر ارزش داشت ، و این معجزه به خاطر اعتقاد و باور داشتن به این حدیث رخ داد. من تا عمر دارم این حدیثو فراموش نمیکنم ، چون خداوند اینو به من ثابت کرد که الوعده وفا... 

پس یقین داشته باش که :

 

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : هر كس از خطاها درگذرد، خدايش از او درگذرد و هر كس گذشت كند خدا نيز از او گذشت كند.                                                                                    (نهج الفصاحه، ح 2809) 

                                                                                                     

 

امام على عليه‏السلام : هر كس ستم كند، ستم مى‏بيند. هر كس با انصاف باشد انصاف مى‏بيند. 

                                                                         (غررالحكم، احاديث 7688 و 7692)

 

 

 پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : هر كس غمى از غم‏هاى دنيا را از مسلمانى برطرف نمايد، خداوند غمى از غم‏هاى روز قيامت را از او برطرف كند و هر كس بر شخص تنگدستى آسان بگيرد، خداوند در دنيا و آخرت بر او آسان گيرد و هر كس راز مسلمانى را بپوشاند، خداوند در دنيا و آخرت راز پوش وى شود.

                                                                                                      (نهج الفصاحه، ح 2756)

 

 

خدا این بخشش و گذشتو برای هممون قرار داده ، ای کاش بتونیم توو خودمون پیداش کنیمو ازش استفاده کنیم.

 

                                                                               یا حق...

                                             

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 17:15  توسط حمید م | 

 

راستش دیدم خیلی بی مرامیه اگه از امام هشتممون که نزدیک ترین امامونه حرفی نزنم ، واسه همین امروز حدیث های امام رضا (ع) رو گذاشتم. داشتم با خودم فکر می کردم ، گفتم چرا هر وقت که محتاج و نیازمند میشیم میایم سراغ مشهد ، این همه ائمه کارای مارو را میندازن ، اونوقت این انصافه که ما دو خط حرف و حدیث ازشون بلد نباشیم؟ حتی اگه مشهد هم نمیتونیم بریم ، میتونیم که هفته ای دوامام رضا تا دونه حدیث ازش یاد بگیریم. امام رضا هیچ نیازی به این نداره که ما بریم مشهد ، امام همه ی حرفاشو برای ما یادگاری گذاشته ، اگه دستمون به حرمش نمیرسه ، بابا به یادگاریاش که میرسه... ایشالا استفاده ببرید...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 امام رضا (ع): به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(بحارالانوار،ج78،ص 347)

 

 

امام رضا (ع) : هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را كامل نمى ‏كند مگر این كه در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیكو در زندگى، و شكیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

 

 

امام رضا (ع) : آن كسى كه نفسش را محاسبه كند، سود برده است و آن كسى كه از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

 

 

امام رضا (ع) : هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود.

(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)

 

 

امام رضا (ع) : هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

(اصول كافى، ج 3، ص 268)

 

امام رضا (ع) : هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج93، ص346)

 امام رضا (ع) : روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.

(مصباح المجتهد،ص 737)

 

امام رضا (ع) : دوست هركسی عقل اوست و دشمن هر كس نادانی اوست.

(جهاد النفس، ح82)

 امام رضا (ع) : مبادا اعمال نیك را به اتكاى دوستى آل محمد(ص) رها كنید، مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ كدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود.

( بحارالانوار،ج78،ص348)

 

امام رضا (ع) : حد توكل چیست؟ حضرت فرمودند: اینكه با وجود خدا از هیچ كس نترسی.

(جهاد النفس،ح 292)

 

امام رضا (ع) : از ما نیست آن كه دنیاى خود را براى دینش و دین خود را براى دنیایش ترك گوید.

(بحارالانوار،ج۷۸،ص۳۴۶)

 

امام رضا (ع) : به بسیاری نماز و روزه و زیادی حجّ و احسان و زمزمه‌شان در شب منگرید بلكه به راستی سخن و امانت داریشان بنگرید.

(عیون اخبار الرضا2،ص51)

 

امام رضا (ع) : نیكوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است.

(عیون اخبار الرضا2، 38)

 

امام رضا (ع) : ایمان یك درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یك درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.

(تحف العقول، ص445)

 

امام رضا (ع) : گمان نیکو به خداوند داشته باش زیرا خداوند عز و جل می فرماید: من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باش.

(جهاد با نفس، ح 147)

 

امام رضا (ع) : از پدر بزرگوارش روایت فرمود که: امیرالمومنین فرموده اند : بوسیله ی استغفار خود را خوشبو کنید ، مبادا بوی بد گناهان شما را رسوا کند.

(جهاد با نفس، ح 790)

 

امام رضا (ع) : تواضع آن است که آنچه را که دوست می داری مردم به تو عطا کنند، تو به مردم عطا کنی.

(جهاد با نفس، ح 289)

                                           ... یا حق  

                                               

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 11:9  توسط حمید م | 

 

بعضی از دوستان لطف کردن و یه راهنمایی به بنده کردن ، این که در کنار احادیث برخی موضوعات اجتماعی یا موضوعات مرتبط به حدیث ذکر شده ، گفته بشه. چون احادیث ذکر شده از لحاظ محتوا پراکنده هستند ، یه کم این کار سخت میشه ، ولی در رابطه با احادیث موضوعی این کارو از دفعات بعد انجام میدم. در رابطه یا احادیثی که از نظر محتوا پراکنده هستند ، هر سری یک یا دو حدیثو مورد بررسی قرار میدم ، تا ایشالا با کمک شما دوستان مطالب پر بار تر بشه ، و به اوون هدفی که هممون دنبالشیم نزدیک تر بشیم. اگه نظر یا پیشنهادی برای پر بار تر شدن مطالب دارید حتما بهم بگید تا از دفعات بعدی از راهنمایی هاتون استفاده کنم. ممنون از نظر ها و لطف های همتون.

                                                                                                               

                                                                                                                     یا حق..

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 16:20  توسط حمید م | 

 

امام محمد باقر (ع) : خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.

(اصول کافی ج 1 /ص 12)

امام محمدباقر (ع) : سخن طیب و پاكیزه را از هر كه گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نكند.

(تحف العقول، ص391)

امام محمد باقر (ع) : به مردم بگویید بهتر از آن چیزی كه می خواهید به شما بگویند.

(محاضرات ج 1 ص 251)

امام محمد باقر (ع) : بالاترین عبادت، عفت شكم و شهوت است.

(تحف العقول، ص 296)

امام محمد باقر (ع) : خدا را نشناخته آن كه نافرمانی اش كند.

(تحف العقول ص294)

 

 

امام محمد باقر (ع) : هیچ بنده ای عالم نباشد تا اینكه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.

(تحف العقول ص293)

 

 

امام محمد باقر (ع) : فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست.

(تحف العقول ص 286)

 

 

امام محمدباقر (ع) : کسی که از روی بی میلی ،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست.

(امالی شیخ صدوق،ص290)

امام محمدباقر (ع) : دانشمندی كه از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

(بحارالانوار،ج75 ،ص173)

امام محمدباقر (ع) : بهترین چیزی را كه دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.

(بحارالانوار،ج65،ص152)

امام محمدباقر (ع) : هیچ كس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینكه زبانش را نگه دارد.

(بحارالانوار،ج75،ص178)

امام محمدباقر (ع) : نزدیكترین و سریعترین طاعت در ثواب ، پیوند با خویشان است.

(تحف العقول،ص303)

امام محمد باقر (ع) : کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل شایسته و خودداری از گناه.

(جهاد النفس،ص112)

امام محمد باقر (ع) : دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سركشانِ متكبّر هستند.

(جهادالنفس،ص254)

امام محمد باقر (ع) : هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مدارا كردن و نرمی است.

(جهاد النفس، ح271)

امام محمد باقر (ع) : همانا سخت ترین عبادت باز ایستادن از گناه است.

(جهاد النفس،ح 188)

امام محمد باقر (ع) : کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نیز در روز قیامت عذابش را از او باز می دارد.

(جهادالنفس،ح532)

امام محمد باقر (ع) : هر كه خدا را، آنگونه كه سزاوار اوست، بندگى كند، خداوند بیش ازآرزوها و كفایتش به او عطا مى كند.

(بحارالانوار،ج۷۱ص۱۸۳)

امام محمدباقر (ع) : خداوند عزوجل كسی را كه در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی كند ، دوست دارد .

(كافی،ج2،ص663)

امام محمد باقر (ع) : با هوای نفسانی خود مبارزه کن همانگونه که با دشمنت مبارزه می کنی.

(عیون اخبار الرضا2،ص51)

 

ایشالا که استفاده برده باشید ، مارم دعا کنید.... یا حق

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 13:55  توسط حمید م | 

 

قسمت دوم:

خبر از آینده ی تاسف بار اسلام و مسلمین...

همانا پس از من روزگاری بر شما فرا خواهد رسید که چیزی پنهان تر از حق ، و آشکار تر از باطل ، و فراوان تر از دروغ به خدا و پیامبرش نباشد. و نزد مردم آن زمان کالایی زیانمندتر از قرآن نیست اگر آن را درست بخوانند و تفسیر کنند ، و متاعی پر سود تر از قرآن یافت نمی شود آنگاه که آن را تحریف کنند ومعانی دلخواه خود را رواج دهند.

در شهر ها چیزی ناشناخته تر از معروف ، و شناخته تر از منکر نیست ، حاملان قرآن ، آن را واگذاشته و حافظان قرآن ، آن را فراموش می کنند ، پس در آن روز قرآن و پیروانش از میان مردم رانده  و مهجور می گردند ، و هردو غریبانه در یک راه ناشناخته سرگردانند ، و پناهگاهی میان مردم ندارند.

پس قرآن و پیروانش در میان مردمند اما گویا حضور ندارند ، با مردمند ولی از آنها بریده اند ، زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند ، گرچه کنار یکدیگر قرار گیرند.

مردم در آن روز ، در جدایی و تفرقه ی هم دستان ، و در اتحاد و یگانگی پراکنده اند ، گویی آنان پیشوای قرآن بوده و قرآن پیشوای آنان نیست ، پس از قرآن جز نامی نزدشان باقی نماند ، و آنان جز خطی را از قرآن نشناسند ، و در گذشته نیکوکاران را کیفر داده ، و سخن راست آنان را بر خدا دروغ پنداشتند ، و کار نیکشان را پاداش بد دادند.

و همانا آنان که پیش از شما زندگی می کردند ، به خاطر آرزوهای دراز ، و پنهان بودن زمان اجل ها ، نابود گردیدند ، تا ناگهان مرگ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد ، مرگی که عذر ها را نپذیرد ، و درهای بز توبه را ببندد ، و حوادث سخت و مجازات های پس از مردن را به همراه آورد.

 و بدانید که هیچ گاه حق را نخواهید شناخت ، جز آنکه ترک کننده ی آن را بشناسید! هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود مگر آنکه پیمان شکنان را بشناسید ، و هرگز به قرآن چنگ نمیزنید مگر آنکه رها کننده ی آن را شناسایی کنید...

                                                                                          نهج البلاغه ، خطبه ی 147

 

 

کجایند کسانی که سخن حق را بپذیرند و ندای حضرت خویش را شنوا باشند؟ کجایند کسانی که باید سخنان حق را بشنوند و نقاب از چهره ی خود بردارند؟ آری ، به راستی ما همان قومی هستیم که علی (ع) فرمود؟...

 

ادامه خواهد داشت ! ، یا حق...

 


 

دوستان قسمت اول این موضوع رو برای آگاهی بیشتر میتوون در زیر بخونن..

 

قسمت اول :

افسوووس. نمیدونم چرا خیلی ها ، خیلی ها ادعای دین داری میکنن. انقدر زیاد که  نمیتوونن تشخیص بدن بابا دریوری گفتن هم حدی داره!   یه حدیث از امام علی هست که اینجور آدم ها رو خوب مشخص میکنه :

 " نادان را یا تندرو یا کندرو میبینی" . به قول یه بنده خدایی توو کتاب ادبیاتمون ، که اسمشم یادم نیست !

" چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید ".  باید این طرز تفکرمونو عوض کنیم ، تا کی باید ظاهر سازی کرد؟ نمیدونم حرفمو چه جوری بزنم که به قبای خیلیا بر نخوره ، ایشالا که نمیخوره....

 

ما داریم توو جامعه ای زندگی میکنیم که روو همه ی در و دیواراش نوشته " منتظران ظهور". خب این خیلی با ارزشه ، خیلی زیاد. ما هممون میدونیم این ظهور به نوعی به رفتار و کارای خودمون بستگی داره ، هرچی اوضاع مساعد تر باشه این ظهور نزدیک تر میشه. نکته ی اصلی هم همین جاست.

1- این اوضاع کی مساعد میشه؟ 2- با چه کارایی مساعد میشه؟ و 3- توسط چه کسانی مساعد میشه؟.

خب ، جواب سوال اول که به طور خلاصه وار مشخصه ، زمانی مساعد میشه که یه شناخت واقعی از اسلام و حضرت به وجود بیاد. جواب سوال سوم هم یه جورایی به جواب اول بر میگرده ، یعنی توسط کسانی که به شناخت رسیده باشن. اما جواب سوال دوم ،  که وظیفمون هم  در مقابلش سخت تره. جواب سوال دوم رو اینطوری بگم ، مطمئنا توسط طرح هایی مثل مبارزه با بد حجابی مساعد نمیشه ! توو جامعه ای که شیعه، در حال حاضر احادیث ، نهج البلاغه ، رویاهای صادقه ، و خیلی از فرعی ها رو در متن کار قرار داده ، و قرآن رو که کامل ترین منبع هستو داره کم کم از دور خارج میکنه ، مطمئنا نباید انتظار ظهور رو کشید.  وقتی هیچ آبی رو پشد سد جمع نکردیم ، چه جوری میتونم منتظر بشینیم تا  باغ هامون آبیاری شن؟ . رابطه ی بین نهج البلاغه و احادیث و قرآن ، مثل واگن های قطار و ریل میمونه. با هیچ کدوم از این سه تا ، تنهایی نمیشه به مقصد رسید. متاسفانه این شرایط در حال حاضر حاکمیت داره. جدا یه حساب سر انگشتی پیش خودت بکن ، توو این چند  ماهه چه تبلیغ های مذهبیی از تلویزیون دیدی؟ بزار منم کمکت کنم ، انواع مختلف همایش ها ، کنفرانس ها ، میزگرد ها و برنامه های زنده  ، در مورد سیره ی نبوی ، سکولارسیم و سکولاریسم شناسی ، فلسفه ی حجاب ، بحث های شیرین عرفانی ! ، زلال احکام ! ، حیات طیبه ! و خیلی چیزای دیگه که همشون در همین بعد ها هستند ، و این در حالیه که شما هیچ وقت تبلیغی در مورد تفسیر قرآن نمیبینید... بابا به خدا من نمیگم این موضوعات بده ، خیلی هم میتونه تاثیر گذار باشه ، ولی وقتی من و تو هیچ شناختی از قران نداریم ، این تشریفات چه بهره ای میتونه واسمون داشته باشه؟ کتابی که حضرت برای اوون ظهور خواهد کرد قرآنه ، و ما از این کتاب فقط روخونیشو یاد گرفتیم و اگه خیلی پیش رفته تر باشیم استخاره میکنیم ! . باز هم هر جمعه برای ظهورش اشک خواهیم ریخت ، درحالی که هیچ چیز از دانستنی ها را هنوز ندانستیم...

 

 

اگه بتونم باز هم ، این بحثو در پست های بعدی قرار میدم تا در موردش بیشتر حرف بزنیم.

                                                                                                                       

                                                

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 21:36  توسط حمید م |